Wednesday, October 31, 2012

ای در میان جانم و جان از تو بیخبر










ای در میان جانم و جان از تو بیخبر



ای در میان جانم و جان از تو بی‌خبر
از تو جهان پر است و جهان از تو بی‌خبر
نقش تو در خیال و خیال از تو بی‏نصیب
نام تو بر زبان و زبان از تو بی‌خبر
چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بی‌خبر
از تو خبر به نام و نشان است خلق را
وان‌گه همه به نام و نشان از تو بی‌خبر
شرح و بیان تو چه کنم زان که تا ابد
شرح از تو عاجز است و بیان از تو بی‌خبر
جوینــدگان گوهر دریای کُنه تو
در وادی یقین و گمان از تو بی‌خبر
عطار اگر چه نعره‏ ی عشق تو می‌زند
هستند جمله نعره ‏زنان از تو بی‌خبر

عطار نیشابوری

No comments:

Post a Comment